تبليغاتX
Farrokh & Bahareh
Farrokh & Bahareh
LOVE-----HOPE-----FAITH-----SARROW-----LOVE
دستيابي به آرامش و آسايش با استفاده از چند روش
1. براي دستيابي به آرامش بيشتر، ميوه و سبزي خام بخوريد. ماست ، شير، تخم مرغ ، دانه هاي خوراكي، حبوبات ، فندق و بادام نيز مصرف كنيد.

2. بيشترين تنش از سر آغاز مي شود نه از تن. پس درانديشه هاي خويش سخت گير مباش.

3. بوي خوش موجب افزايش سروتونين در مغز و پديد آورنده آرامش است.

4. نيايشگاه ها آرام ترين مكان ها هستند. بي توجه به باورهاي خويش ، به مسجد ، معبد ، كليسا و ... روي آور، جايي براي نشستن پيدا كن و در آرامش اين مكان ها فرو شو.

5. فك به هنگام استرس سفت مي شود. براي رهايي از تنش فك ، سقف دهان را با زبان فشار دهيد.

6. پره هاي آسياب بادي را تصور كنيد كه مي چرخند. با دستان خويش حركت پره ها را تقليد كنيد و با اين كار به آرامش دست يابيد.

7. كف دستان خود را بر دو جانب چهره خود قرار دهيد ، از لب تا چشمان . بيني خود را بيرون بگذاريد و دستان خود را به نرمي بر چهره بفشاريد تا آرامش فرا رسد.

8. در جستجوي نكته اي باشيد كه شما را به خنده وادارد. اگر نيفتاديد ، تظاهر كنيد كه يافته ايد و بخنديد.

9. مشكلات و تشويش هاي خويش را بنويسيد و ببينيد كه چگونه موقع خواندن آن ، مشكل شما حل يا ناپديد مي شود.

10. در انجام كاري كه شما را سخت نگران كرده ، با خود قرار بگذاريد كه آن را در زماني ديگر انجام دهيد. چنين تدبيري شما را از تشويش مي رهاند.

11. تمركز بر يك جنبش ، صدا ، تصور يا يك انديشه ، بدون استرس و بدون هراس از پراكندگي ، مراقبه است.

12. اگر بتوانيد مسائل كوچك زندگي را سهل بگيريد ، در حل مسائل پيچيده موفق مي شويد. در اين كار آرامش نهفته است.

13. براي رهايي از استرس دو راه وجود دارد : تغيير نگرش شما به مشكل و تغيير مشكل. تغيير نگرش موجب روشن شدگي است.

14. حواس را تربيت كنيد . از گوش براي شنيدن بهترين اثر موسيقي ، از چشم براي ديدار برترين زيبايي و.... بهره بگيريد.

15. به هنگام استرس ، به تماشاي درختي بلند و زيبا بنشينيد .

16. كلام يا صدايي بي معني اما خوش نوا برگزينيد. در مكان هاي آرام و به هنگام آرامش ، آن كلام يا نواي انتخابي را كه راز شماست ، بي صدا بر زبان جاري سازيد.به هنگام اضطراب- گه گاه و نه هميشه- چشم هاي خود را ببنديد و كلام راز انگيز را بر زبان جاري سازيد.

17. زماني را به تماشاي قالي ها و كاشي كاري هاي زيباي ايراني اختصاص دهيد؛ اين كار را تكرار كنيد. از ميان اين نقش ها، نقشي را كه با جان شما سازگارتر است برگزينيد و آن را با دقت به خاطر بسپاريد. به هنگام استرس چشمان را ببنديد ؛ سه بار آرام تنفس كنيد و جز بدان نقش ، به چيزي ديگر نينديشيد.

18. نهايتِ داشتن ، داشتن آرامش باطني و بردباري است .

19. در گذشته زندگي كردن ، شما را از " حال " و توجه به آينده ‌باز مي دارد . زماني كه نياز به شادي داريد اكنون است .

20. بسياري از ناراحتي هاي ما ناشي از اين است كه خود را در كارهاي يكنواخت محبوس كرده ايم ، كارهايي كه مرتب بايد تكرار كرد . به دنبال تنوع و تغيير بگرديد تا از كسالت و افسردگي نجات يابيد .
|+| نوشته شده توسط بهاره در یکشنبه بیستم اسفند 1385 ساعت 11:59 |

گاهی شب ها گریه کنان میام در خونه ی تو

داد میزنم میگم منم عاشق دیونه ی تو

میگم منم اونکه شده اسیر مهربون یات

اونکه یک عمری عاشقه به اون همه لطف و صفا

وقتی توی این دنیای تو کار دلم گیر میکنه

حسادت فلب منو از ادما سیر میکنه

میام در خونه ی تو میگم به فریادم برس

رو میکنم به اسمون میگم به داد من برس

اخه تو محبوب منی عزیز من خوب منی

تویی تویی خدای من خدای با صفای من

تو روحمی تو جونمی تو قلبمی تو خونمی

خدای مهربون من عشق تو توی خون من

شعر از : شیدا

|+| نوشته شده توسط بهاره در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 2:55 |

 

هر وقت خواستي بدوني کسي دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببيني اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره . اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره

براي عشق تو در قلبم سه كوه ساختم، اولي: كوه وفا، دومي: كوه صداقت، سومي: كوهي كه هر وقت بهم گفتي دوستت ندارم، از اون بالا بندازمت پايين

هيچ چيز ويرانگرتر ازاين نيست كه متوجه شويم كسی كه به آن اعتماد داشته ايم

عمری فريبمان داده است

|+| نوشته شده توسط بهاره در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 2:49 |

سخنان بزرگان
 

نگارش انديشه ها، سرمايه آينده است. (ضرب المثل اسپانيائي)

 

قيمت و ارزش هر كس به اندازه كاري است كه به خوبي مي تواند انجام دهد. (امام علي «ع»)

 

به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن. (شكسپير)

 

چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن. (كانت)

 

بهترين يار و پشتيبان هر كس بازوان تواناي اوست.

 

براي پيشرفت و پيروزي سه چيز لازم است اول پشتكار دوم پشتكار، سوم پشتكار. (لردآديبوري)

 

كسي كه به جلوي رويش نگاه نمي كند عقب مي ماند. (مثل اسپانيولي)

 

بالاترين ارزش براي انسان اينست كه راهي به شناخت خويش پيدا كند. (امام علي «ع»)

 

كسي كه فقط به كمك چشم ديگران مي بيند گول مي خورد. (مثل فرانسوي)

 

همه كساني كه با تو مي خندند دوستان تو نيستند. (مثل آلماني)

 

ميراثي گران بهاتر از راستي و درستي نيست. (شكسپير)

 

اشخاصي را كه از فرصت هاي مناسب زندگي خود كمال استفاده را مي برند خود ساخته مي گويند. (توتل)

 

ثروت و افتخاري كه از راه نامشروع به دست آمده مانند ابري زودگذر است. (كنفوسيوس)

 

خوش بين باشيد اما خوش بين دير باور. (ساموئل اسمايلز)

 

كسي كه از مرگ مي ترسد از زندگي لذت نتواند برد. (اسپانيولي)

 

زينت انسان در سه چيز است ؛ علم، محبت، آزادي. (افلاطون)

 

ترقي مولود فعاليت دائمي است زيرا استراحت چيزي به جز انحطاط در بر ندارد.

 

آنان كه به علم خود عمل نكنند مريض را مانند كه دوا دارد و به كار نبرد. (ديمقراطيس)

 

گرز برزگ زندگي ممكن است سرم را بشكند اما گردنم را خرد نمي كند. (مثل چيني)

 

نيروهائي كه براي انداختن كار امروز به فردا مصرف مي شود غالباً‌ براي انجام وظيفه همان روز كافيست.

 

كسي كه حرف مي زند مي كارد و آنكه گوش مي دهد درو مي كند. (مثل آرژانتيني)

 

كسي كه خوب فكر مي كند لازم نيست زياد فكر كند. (آلماني)

 

تنبلي، آدمي را خيالپرست بار مي آورد. (پوسه نه)

 

بكوش در آباداني دنياي خود چنان چه مي خواهي دائم در آن زندگي كني. (امام علي «ع»)

 

كسي كه به پشتكار خود اعتماد دارد، ارزشي براي شانس قائل نيست. (ژاپني)

 

نشانه و مشخصه عاقل ترين مردم، خوش اخلاق ترين آنهاست. (امام صادق«ع»)

 

كار، عشقي قابل رؤيت است.

 

آنكه روزگارش به تنبلي گذشت دچار عسرت و پشيماني گشت.

 

اگر مردم را به حال خود گذاشتي، تو را به حال خودت خواهند گذاشت. (توماس مان)

 

آزادي در بي آرزوئي است. (بودا)

 

ديروز را فراموش كنيد، امروز كار كنيد، به فردا اميدوار باشيد.

 

در عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسماني پرستاره و وجداني آسوده. (كانت)

 

سقف آرزوهايت را تا جائي بالا ببر كه بتواني چراغي به آن نصب كني.

 

هيچ كس به اندازه ابلهي كه زبانش را نگه مي دارد به يك مرد عاقل شباهت ندارد. (سنت فرانسيس)

 

تپه اي وجود ندارد كه سراشيبي نداشته باشد. (مثل اسكاتلندي)

 

پيروزي، به دور انديشي و محكم كاري است. (امام علي «ع»)

 

كسي كه پرده از روي اسرار ديگران برداشت، رازهاي پنهانش آشكار شود. (امام صادق «ع»)

 

هر كه گره از كار مسلماني بگشايد خداوند در دنيا و آخرت گره از كارش خواهد گشود. (امام حسين «ع»)

 

كسي كه به اندازه يك دانه خردل نخوت در دل داشته باشد وارد بهشت نمي شود. (پيامبر «ص»)

 

كسي كه شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد. (محمدعلي كلي)

 

تنها كساني تحقير مي شوند كه بگذارند تحقيرشان كنند. (الكس هيل)

 

من واقعاً فرمول دقيقي براي موفقيت نمي شناسم ولي فرمول شكست را به خوبي مي دانم سعي كنيد همه را راضي نگه داريد. (بيل كازبي)

زندگي شما از زماني شروع مي شود كه اختيار سرنوشت خويش را در دست بگيريد.

 

اگر همان كاري را انجام دهيد كه هميشه انجام مي داديد همان نتيجه اي را مي گيريد كه هميشه مي گرفتيد.

 

كسي كه همه راهها را مي جويد، همه را از دست مي دهد.

 

يكي از مهمترين راههاي خوشبختي، حقير شمردن مرگ است. (لوبون)

 

جامعه فرزانگي و سعادت مي يابد كه خو اندن، كار روزانه اش مي باشد. (سقراط)

 

اگر مي خواهي بنده كسي نباشي، بنده هيچ چيز نشو. (ژاك دوال)

 

بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و در انسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)

 

دانش به تنهائي يك قدرت است. (فرانسيس بيكن)

 

سخاوت، بخشيدن بيشتر از توان است و غرور، ستاندن كمتر از نياز. (جبران خليل جبران)

 

دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش مي كنند. (دور وبل)

 

شاد ماندن به هنگامي كه انسان درگير و دار كارهاي ملال آور و پرمسئوليت است، هنر كوچكي نيست. (نيچه)

 

ارزش انسان به داشته هايش نيست، به چيزي است كه آرزوي بدست آوردنش را دارد. (جبران خليل جبران)

 

مي توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد. (روسو)

 

دانستن كافي نيست، بايد به دانسته خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)

 

دنيا بسيار وسيع است و براي همه جائي هست، سعي كنيم جاي واقعي خود را پيدا كنيم.

 

هر اقدامي اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر مي رسد. (كارلايل)

 

آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است. (موريس مترلينگ)

 

به توانائي خود ايمان داشتن نيمي از كاميابي است. (روسو)

 

كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب نمي شود. (مونتسكيو)

 

زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد. (ريچارد كارسون)

 

اگر تنها از اميد انتظار معجزه داري در اشتباهي، اميد بايد با حركت توأم باشد. (محمد اقبال)

 

اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. (موريس مترلينگ)

 

فضائي بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود. (جبران خليل جبران)

 

اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است. (لينكلن)

 

انسان هرگز حتي به مرگ هم تسليم نمي شود مگر زماني كه اراده اش ضعيف باشد. (ادكارآلن پو)

 

همانا زندگي چيزي جز عقيده و جهاد نيست. (امام حسين «ع»)

 

انسان نمي تواند به همه نيكي كند، ولي مي تواند نيكي را به همه نشان دهد. (رولن)

 

نوابغ بزرگ زندگي نامه بسيار كوتاهي دارند. (امرسون)

 

نه ترن، نه ريل ها، اصل نيستند، اصل حركت است. (ژيلبر سيسبرون)

 

مصمم به نيك بختي باش، نيك بخت مي شوي. (لينكلن)

 

بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني. (كنفوسيوس)

 

اگر مي خواهي در برابر قاضي نايستي، قانونمند زندگي كن. (ولتر)

 

شاخ پربار سر بر زمين مي نهد و عظمت آن هم چنان در فروتني او جلوه گر است. (گاندي)

 

تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم. (سانتابان)

 

خداوند همه چيز را در يك روز نيافريده است پس چه چيز باعث شده كه من بينديشم كه مي توانم همه چيز را در يك روز بدست بياورم.

 

زندگي دشوار است اما من از او سرسخت ترم.

 

همت آن است كه هيچ حادثه و عارضه اي، مانع آن نگردد. (ابن عطا)

 

مرد بلند همت تا پايه بلند به دست نياورد از پاي طلب ننشيند. (كليله و دمنه)

 

صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي، هيچ گاه با ياس و استيصال رو به رو نخواهد شد. (ناپلئون)

 

سرچشمه همه فسادها بيكاري است، شيطان براي دست هاي بيكار، كار تهيه مي كند. (پاسكال)

 

كار و كوشش ما را از سه عيب دور مي دارد، افسردگي، دزدي و نيازمندي. (ولتر)

 

بيش از حد عاقل بودن، كار عاقلانه اي نيست. (مثل فرانسوي)

 

جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت ارزش پيدا نمي كنند. (مثل چيني)

 

از دشتمن خودت يكبار بترس و از دوست خودت هزار بار. (چارلي چاپلين)

 

علت هر شكستي عمل كردن بدون فكر است. (الكس مكنزي)

 

بدبختي انسان از جهل نيست از تنبلي است. (ديل كارنگي)

 

آنچه ما بكاريم درو مي كنيم و سرنوشت ما را به جزاي كارهايمان خواهد رسانيد. (اپيكوس فيلسوف)

 

بدون باختن برنده نمي شوي. (مثل روسي)

 

انسان فرزند كار و زحمت خويش است. (داروين)

اشخاص بزرگ و با همت به كوه مانند، هر چه به ايشان نزديك شوي عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود و

 

مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند. (گوته)

|+| نوشته شده توسط بهاره در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 1:19 |

مديريت زمان
 

نکته اي در مديريت زمان

پست شده به بخش مديريت, آينده نگري در ساعت 10:47 ق.ظ توسط مدير سايت

يك كارشناس مديريت زمان كه در حال صحبت براي عده اي از دانشجويان رشته بازرگاني بود ، براي تفهيم موضوع، مثالي به كار برد كه دانشجويان هيچ وقت آن را فراموش نخواهند كرد.

او همان طور كه روبروي اين گروه از دانشجويان ممتاز نشسته بود گفت :  بسيار خوب ، ديگر وقت امتحان است!

  سپس يك كوزه سنگي دهان گشاد را از زير ميز بيرون آورد و آن را روي ميز گذاشت . پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ كه هر كدام به اندازه يك مشت بود را يك به يك و با دقت درون كوزه چيد. وقتي كوزه پر شد و ديگر هيچ سنگي در آن جا نمي گرفت از دانشجويان پرسيد :  آيا كوزه پر است؟  همه با هم گقتند: بله . او گفت :  واقعاً؟

  سپس يك سطل شن از زير ميزش بيرون آورد. مقداري از شن ها را روي سنگ هاي داخل كوزه ريخت و كوزه را تكان داد تا دانه هاي شن خود را در فضاهاي خالي بين سنگ ها جاي دهند. بار ديگر پرسيد :  آيا كوزه پر است؟

  اين بار كلاس از او جلوتر بود، يكي از دانشجويان پاسخ داد :  احتمالاً نه  او گفت :  خوب است  و سپس يك سطل ماسه از زير ميز بيرون آورد و ماسه ها را داخل كوزه ريخت، ماسه ها در فضاهاي خالي بين سنگ ها و دانه هاي شن جاي گرفتند .

 او يك بار ديگر همان سوال را تكرار كرد :  آيا اين كوزه پر است؟  همه كلاس فرياد زدند  نه  .

 او بار ديگر گفت:  خوب است  در اين موقع يك پارچ آب از زير ميز بيرون آورد و شروع به ريختن آب در داخل كوزه كرد تا وقتي كه كوزه لب به لب پر شد .

 سپس رو به كلاس كرد و پرسيد  چه كسي مي تواند بگويد نكته اين مثال در چه بود ؟

  يكي از دانشجويان مشتاق دستش را بلند كرد و گفت : اين مثال مي خواهد به ما بگويد كه برنامه زماني ما هر قدر هم كه پر و فشرده باشد ، اگر واقعاً سخت تلاش كنيم هميشه مي توانيم كارهاي بيشتري در آن بگنجانيم .

 استاد پاسخ داد : 

 نه ! نكته اين نيست، حقيقتي كه اين مثال به ما مي آموزد اين است كه اگر سنگ هاي بزرگ را اول نگذاريد، هيچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهيد يافت.

سنگ هاي بزرگ زندگي شما كدام ها هستند؟ فرزندانتان ، محبوبتان، تحصيلتان، روياهايتان ، انگيزه هاي با ارزش ، آموختن به ديگران، انجام كارهايي كه به آن عشق مي ورزيد، زماني براي خودتان، سلامتي تان و …. 

به ياد داشته باشيد كه ابتدا اين سنگ هاي بزرگ را بگذاريد،در غير اين صورت هيچ گاه به آن ها دست نخواهيد يافت. اگر با كارهاي كوچك ( شن و ماسه ) خود را خسته كنيد، زندگي خود را با كارهاي كوچكي كه اهميت زيادي ندارند پر مي كنيد و هيچ گاه وقت كافي و مفيد براي كارهاي بزرگ و مهم ( سنگ هاي بزرگ ) نخواهيد داشت.

پس امشب يا فردا صبح ، هنگامي كه به اين داستان كوتاه فكر مي كنيد، اين سوال را از خود بپرسيد :  سنگ هاي بزرگ زندگي من كدام اند؟ آنگاه، اول آنها را در كوزه خود بگذاريد.


منبع : بلاگ ايران پيروز

 

|+| نوشته شده توسط بهاره در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 6:17 |

عکس های هنری
عکس های امروز :

 

|+| نوشته شده توسط بهاره در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 23:43 |

مدل «ده نمکی»ایسم!
  

مجید رئوفی-ماهنامه «نسیم هراز» صفحه ای دارد به نام: خوش تیپ. در این صفحه معمولاً چهره های معروف و سرشناس از نظر نوع و شکل لباس پوشیدن زیر ذره بین قرار گرفته و مدل خاص شان معرفی می شود. البته این به معنی خوش تیپی واقعی سوژه نیست، بلکه غالباً کسانی مورد بررسی قرار می گیرند که یا سبک و سیاق خاصی در لباس پوشیدن دارند و یا مثل مورد زیر، سمبل گروه خاصی از آدم های جامعه بوده، یا از شاخص ترین افراد گروه شان هستند.

چندی پیش یکی از مدل های این صفحه، «مسعود ده نمکی» بود؛ کسی که همه کم و بیش با نام و چهره اش آشناییم. با توجه به جنجال اخیر این... (راستی ده نمکی را با چه عنوانی می شود توصیف کرد؟!) بد نیست ما هم بیشتر با او آشنا شویم. هم برای معلومات عمومی مان خوب است و هم شاید بعدها به دردمان بخورد. نه؟!

 

 ده نمکی: دوست دارم متفاوت باشم

 

 «مسعود ده‌نمكی» پس از چند تجربه مستند، حالا یك فیلمساز سینمایی شده. گرچه دیدن تصاویرش كنار ستاره‌های مكش مرگ مای سینما هنوز عجیب است و گل درشت می‌زند(!) اما خب، او وارد یك وادی تازه شده. موقعیت جدیدی كه اتفاقا با ستاره‌ها پر شده است؛ ستاره‌هایی كه هم‌نشینی با آن ها چه به سر آدم كه نمی‌آورد!

وقتی با ده‌نمكی در اینباره حرف می‌زنیم، می‌گوید تغییری نكرده و همان مسعود ده‌نمكی سابق است. ولی فقط كافیست عكس‌های او سر صحنه اخراجی‌ها را ببینی؛ به خصوص آن تصویر تابلو با كلاه لبه‌دار و عینك آفتابی...

می‌گوید سر فیلمبرداری «اخراجی‌ها» دوستان خوبی پیدا كرده: «از خیلی از سیاسی‌ها، با معرفت‌ترند.» اما همین سینمایی‌ها هم، كمی سر به سرش می‌گذاشتند: «عینك آفتابی امین حیایی را گرفتم تا آفتاب چشمم را نزند. مجبور بودم پشت دوربین زیر آفتاب بایستم. همه می‌گفتند هنوز چیزی نشده، عوض شدی!» بالاخره سینماست دیگر. خودی و غریبه نمی‌فهمد كه!

مسعود ده‌نمكی، با شلوار پارچه‌ای مشكی، پیراهن و جوراب سفید و كاپشن‌های موسوم به «احمدی‌نژاد»ی در دفتر سنتی‌اش كه كلی كتاب در قفسه‌هایش دارد، منتظر ما بود. روی صندلی نشسته بود و كنارش یك كاپشن خلبانی رنگی شده و یك چفیه آویزان. با یك گیوه كه می‌گوید از فیلم‌هایش به یادگار نگه داشته: همان كاپشن و گیوه‌ای كه كامبیز دیرباز در فیلم استفاده كرده بود.

 

ده‌نمكی می‌گوید سعی می‌كند این كاپشن احمدی‌نژادی را خیلی به تن نكند: «سال‌ها قبل از انتخابات، از این كاپشن‌ها می‌پوشیدم. اما این قدر كه همه‌گیر شده دیگر نمی‌پوشم. دوست ندارم مثل بقیه لباس بپوشم. دوست دارم متفاوت باشم. هر چیزی كه مد شود، عوض‌اش می‌كنم.» عجب!

ده‌نمكی سعی می‌كند همیشه ریش‌هایش را كوتاه نگه دارد؛ البته كوتاه كه می‌گوییم یعنی كوتاه، یك موقع فكر تیغ میغ به سرتان نزند. عكس‌های قدیمی‌اش را هم كه پیدا كنی، می‌بینی ریش‌هایش كوتاه بوده است: «این ریش‌ها، هیچ وقت بلند نمی‌شوند. هر 2-3 هفته یك بار به آرایشگاه محله‌مان می‌روم. اگر كاری داشته باشم یا یادم برود، خودش زنگ می‌زند كه كجایی بابا؟ بیا منتظرتم.»

موهایش هم كم‌پشت شده و او سعی می‌كند موها را كوتاه نگه دارد تا صورتش حالت متناسبی داشته باشد: «گرد پیری روی صورتمان نشسته است.»

ده‌نمكی می‌گوید شاید فقط دو سه بار كت و شلوار پوشیده، فرقی نمی‌كند با كی و كجا جلسه داشته باشد؛ فقط یكی دو بار كه لباس دم دستش نبوده، كت و شلوار پوشیده است. اما مهمترین كت و شلوارش را در شب دامادی به تن كرده؛ یك كت و شلوار توسی رنگ دقیقا 10 سال پیش. تصور كنید مسعودخان با كت دامادی، بدون كراوات، در حال... نه خیر. صلوات بفرستید!

 

 

جوراب سفیدش را همرنگ پیراهن انتخاب كرده. می‌گوید دختر 8 ساله‌اش بیشتر از هر كسی به تیپ پدر اهمیت می‌دهد. سعی می‌كند لباس‌های پدر همیشه اتو كشیده و تمیز باشد و خیلی برایش مهم است كه لباس‌ها كاملا با هم هماهنگ باشند. هرازگاهی به پدر می‌گوید باید پیراهن جدید بخری و این پیراهن را با آن شلوار خاص ست كنی: «خودش خوب می‌داند كه زورش به من می‌رسد.»

عید بود كه با گوشی قدیمی N100 صحبت می‌كرد اما گوشی‌اش را الان عوض كرده، گوشی نوكیا 6600 بزرگ؛ مثل كتلت!

از نوجوانی همیشه انگشتر دوست داشته؛ یك انگشتر عقیق و یك انگشتر فیروزه كه همیشه از آنها استفاده می‌كند. انگشترهای دوره نوجوانی‌اش را هنوز هم دارد و برخی مواقع به دست می‌كند تا یاد گذشته‌ها بیفتد. حلقه ازدواجش را هم یكی دو ماه اول به دست می‌كرد اما حلقه را گم می‌كند.

 

ده‌نمكی كمتر شلوارهای جبهه‌ای به تن می‌كند. می‌گوید از سال 78 دیگر از این شلوارها نپوشیده. اما سر فیلمبرداری فیلم «اخراجی‌ها» چند روزی را با این شلوارها سر كرده: «سر صحنه‌های جنگی حدود 100 لاستیك سوزاندیم و پیراهن سفیدمان كاملا مشكی شد. مجبور بودیم از این شلوارها به تن كنیم.»

ولی او اصلا اهل جین نیست. گرچه كارگردان‌ها اكثرا جین‌بازند: «بیشتر شلوار كتان به تن می‌كنم. هم راحت است و هم به تن، خوب می‌نشیند.» خب، مسعودخان است دیگر!

|+| نوشته شده توسط بهاره در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 2:43 |

آدمها مثل .....

آدما مثل کتابن،از روی بازيها بايد مشق نوشت و از روی بازيها بايد جريمه نوشت

|+| نوشته شده توسط بهاره در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 2:13 |